گفتمش کشتی مرا بر گردنت خون من است

گفت از جان بگذرد آن کس که مفتون من است

گفتمش با بوسه یی کردی ز خود بیخود مرا

گفت این خاصیت لبهای میگون من است

گفتمش عشق تو عالمگیر کرد افسانه ام

گفت این افسانه سازی ها ز افسون من است

گفتمش من واله و شیدا و مجنون توام

گفت شهری واله و شیدا و مجنون من است

گفتم ای گل رسم و قانون نکویان چیست؟ گفت

بی وفایی رسم من بیداد قانون من است

گفتمش چون طبع من قد تو موزون است ٬ گفت

طبع  موزون  تو هم  از  قد  موزون  من  است

دکتر  محمد سیاسی