سروده های دیگر...
گفتمش کشتی مرا بر گردنت خون من است
گفت از جان بگذرد آن کس که مفتون من است
گفتمش با بوسه یی کردی ز خود بیخود مرا
گفت این خاصیت لبهای میگون من است
گفتمش عشق تو عالمگیر کرد افسانه ام
گفت این افسانه سازی ها ز افسون من است
گفتمش من واله و شیدا و مجنون توام
گفت شهری واله و شیدا و مجنون من است
گفتم ای گل رسم و قانون نکویان چیست؟ گفت
بی وفایی رسم من بیداد قانون من است
گفتمش چون طبع من قد تو موزون است ٬ گفت
طبع موزون تو هم از قد موزون من است
دکتر محمد سیاسی
+ نوشته شده در ساعت 14:16 توسط
|