ایرج جنتی عطائی

جدایی
در این روز غم انگیز جدایی٬
به یاد آرم زمان آشنایی!
به خاطر آورم در جنگل دور٬
کنار برکه یی خاموش و بی نور٬
نشستی با دلم افسانه گفتی!
به خود شمع و مرا پروانه گفتی!
چو میرفتم به دامانم فتادی!
چو اشکی در گریبانم فتادی!
شدم دیوانه وُ دیگر گذشتم٬
ز دنیا!-ای دریغ از سَر گذشتم!-
اَجَل اکنون که می گیرد سراغم
چو لاله از غم عشق تو داغم
چو میمیرم به لب نام تو دارم
پس از مرگم چو آیی بر مزارم
ز خاکم ناله برخبزد به افلاک ٬
که: از یادم نرفتی تا دلِ خاک!
.
+ نوشته شده در ساعت 20:31 توسط
|